بایگانی برای اردیبهشت, ۱۳۸۳

۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۳

آقا این Yahoo messenger 6 چه قدر باحاله اولا بیاین خودش را با لینک مستقیم از این جا بگیرین ، من که یه چند روزه باهاش onlinam ، به قول بچه ها فلش را ترکونده ، همه کاراش شده فلشی ، می‌توانین برای خودتان avatar تعریف کنید یا این که عکس خودتان را موقع جت بگذارین کنار نوشته هایتان ، البته هنوز در مراحل اولیه‌اش هست ، همه آدمها باید لاغر باشند تا بتوانند ازش استفاده کنند ( avatar چاق نداره ) ، می‌توانین توش status بگذارین به یاهومسنجر 6اندازه یه هوا ، منظورم یعنی خیلی زیاد هستش ، برای اجنبی ها هم می‌توانند از رادیو اینترنتی‌اش استفاده کنند خیلی باحال شده ، البته اگر شما هم سرعت toops دارین می‌توانین گوش کنین ولی اگر چیزی نفهمیدین با ما نیستش ، چون به زبان فرنگی ها حرف می‌زنن ، راستی این هم لینک شکلکهای مخفی‌اش هست ، شکلک داره توپس. تازه یک چیز باحال دیگه که داره اینه که می‌ره همه address booketoon را می‌خونه و اگه کسی تو یاهو عضو باشه تیک می‌زنه برایتان ، اگه موبایل داشته باشه می توانید برایش sms بفرستید ( البته نه برای ایران )
این هم یه سری از شکلکهای توپسش
76 یاهو مسنجر %db%8c%d8%a7%d9%87%d9%88 212 یاهو مسنجر %db%8c%d8%a7%d9%87%d9%88 214 یاهو مسنجر %db%8c%d8%a7%d9%87%d9%88 224 یاهو مسنجر %db%8c%d8%a7%d9%87%d9%88 2




۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۳

باز هم در این زندگی
‌من ندیدم اشکی را
که در پشت نقاب چهره‌ای زیبا
مانده بود و غم داشت

شعر جدید من

دسته : ادبی, شعر من
برچسب : , ,

بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۳

باز هم در این زندگی
من ندیدم اشکی را
که در پشت نقاب چهره‌ای زیبا
مانده بود و غم داشت
باز هم در این زندگی
وقتی آمد به پیشم
که دانستم دیر است
ولی من که فکر می‌کردم
همه را می‌دانم ، حتی وقت را
هنوز هم می‌دانم ، ولی دیر
وای که من خودخواهم
وای که من بی‌راهه
بر سطور کاغذ
خط نمی‌انگارم
زندگی را نشنیدم
چون که بویش را
مزمزه نکرده‌ام
زندگی را ندیدم
چون که گر می‌دیدمش
می‌دانستم این لحظه نیز
مانند کدامین لحظه‌اش چه زیبا و یا چه پاک است
که گر یقین نداشته باشم ،
دانم زندگی تنها زیباست
حتی لحظه‌ی وداع ، لحظه‌ی مرگ
لحظه‌ی خروش فرزند در وداع مادر
چه پوچ بود همه‌ی خیالاتم
چه فنا شد تمام تفکراتم
چون که زندگی خواست
زندگی را می توان سازیدش
زندگی را می توان خندیدش
زندگی را می‌توان بوسیدش
زندگی را اما ، نمی‌توان نادیدش
که گر نادیدش انگاری
کمی بعد درمی‌یابی که
نادیده انگشته شدی
که دیگر زندگی نیست
آتشش را دیدی ؟
شعله‌اش گرم همچو آغوش
رخش سرخ همچو شرم
سرش بالا همچو سرو
مغرور و پابرجا همچو کوه
آتشی زیباست این
زندگی را نظاره کن و گر
در این میان چند جرقه‌ای
را دیدی که به سویت روانند
دستش گیر و بپذیر ، با آغوش باز
که ضررت نرساند
وگر برساند چیزی نیز،
تجربه‌ای است زیبا
پیش پای تو ، رو به سوی فردا
که نتوانستن بر تو ضربه زدن
ولی گر روی سوی دگر
از برای این جرقه‌های کوچک
آتشش شود کم‌سو
گم خواهی شدن در آن تاریکی
آتشت پر سو باد
آتشش را دریاب
نور تو جاویدان
نور او بس افزون
که در آن تاریکی
بشوید روشنگر راه
بفروزید زیبا
آتش زندگانی را
تا به اوج ابرها
سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۳

دسته : ادبی, شعر من
برچسب : , , ,



۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۳

چند تا خبر اول این که خوش به حال آنهایی که تو blogspot چیز میز می نوشتن ، چون از آنجایی که می‌دانید گوکل ان را خریده بود و gmail را به آنها ارایه کرده الان blogای ها یه گیگ ایمیل دارن من و تو همه‌اش ۴ مگ ، مقاله کاملش را این‌جا بخوانید البته با زبان اصلی هستش دوما فکر نکنید گوگل هم اند مرام هست برای search کردن ، من خودم خیلی به گوکل عادت کردم ولی خوبه که آدم به چیزی عادت نکنه ، این مقاله در باره سانسور اطلاعات توسط گوگل هستش خدایش بیامرزاد یه موقعهایی یاهو حکمرانی مطلق ( حالا نه خیلی مطلق ) ولی برای من می‌کرد ( فکر کنم من هم باید یاز برگردم سراغ همان ) البتته معلوم نیست ، می‌گن سگ زرد برادر شغال است .
سیمندش می‌گن که کلی gmail امکانات داره ولی در عوضش نامه ها را می‌خواند و از آنها می‌فهمد که برایتان چه نوع تبلیغاتی ارسال کند. یاهو مسنجر 6 بتا
راستی برای چترها ( chatters not umbrellas ) هم خبر خوشی دارم نسخه ۶ بتای یاهو مسنجر به بازار آمد من هنوز امتحانش نکردم ، ولی از یاهو که بدی ندیدیم ما.
خواندن ادامه‌ی متن »




۱ کامنت »         لینکک Share/Bookmark اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۳

Zend همان‌طور که از نامش برمی‌آید ( حالا این برآمدنها مانند بقیه برآمدنها نمی‌باشد و چه ربطی به PHP و Zend دارد، شما هم فهمیدید به ما بگویید، یکی نیست بگه تو داری وراجی می‌کنی یا در باره Zend حرف بزنی) محیطی را برای استفاده‌ی برنامه نویسان از PHP فراهم آورده است ، این محیط امکانات debugging دارد ( خود این محیط را با java نوشتن ، کاری نداره می‌خوای امتحان کنی، بعد نصب zend بزن JVM را خراب کن ، اگه zend بالا آمد یه ایمیل به من بزنین و اسم پیشنهادیتون هم بگین من اسمم را به آن اسم عوض می‌کنم، حالا نرین به خاطر اسم من با مسولین zend روهم بریزین که برن با dot net بنویسنش ، خداییش بیاین به خودم بگین ارزونتر باهاتون کنار می‌ام، تازه آنها اجنبی هم هستن خیلی مذاکره باهاشون کار بدیه )
و اما Zend studio شکلش که این جوریه
زند استودیو
البته من همین جا بگم موافق به کار بردن زیاد رنگ آبی در نمای این box نبودم ولی به هر حال من نخواستم که نظرات من باعث بشه که ملتی از کار و زندگی‌اشان بیفتن ، اگه دقت کنین یه ذره قرمز آن ته مها می‌بینین برای همینه
اگه دوست داشتین می‌تونین برین این‌جا یه سری demo هست برای کار با zend ولی شاید هم لازم نداشته باشین ، اگه داونلودش کنین به راحتی می توانید باهاش کار کنید ، تنها معایبش را نام ببرم که عبارتند از ( آقا حالا چرا می‌زنی مزایایش هم می گم )
۱- اگر می خواهید فارسی کار کنید باید کمی قوه تخیل خود را قوی کنید چون که فارسی را در محیط zend چپ به راست می‌بینید ولی در IE درست می شود
۲- آن‌قدر که فکر می‌کنین هم کامل نیست ، فکر نکنین یه IDE کامل پیدا کردین که بیا و صفا کن ، یه ذره تا عادت کنین طول داره مخصوصا اگه به dot net و محیطهایی از این قبیل عادت کرده باشید. اگه می‌خواهین محیطش را ببینید این جا را کلیک کنید .
و اما از هز چه بگذریم ویژگی هایش را نمی‌شود نادیده گرفت :
۱- کامل کردن کد : در صورتی که اسم تابع را تا نیمه نوشته باشید بقیه را برای شما کامل می‌کند و به شما متغیرهایش را نمایش می‌دهد
۲- توان شبیه‌سازی کامپایل : هنگامی که شما کد را اجرا می‌کنید در یک محیط معمولی interpret می‌شود و ممکن است داخل بعضی از حلقه ها و یا شرطها نشود و کد کامل از نظر داشتن خطا محک نخورد ولی zend تمام کد را محک می‌زند.
۳- نمایش دادن تمام توابع : تمام توابع php را به شما نمایش می‌دهد تا این که توی نوشتن کد دچار مشکل نشوید
۴-برای اکثر OSهای موجود ( به جز win98) دارای محیط می‌باشد ، حتی برای linux ، قابل توجه آنهایی که علاقه وافر به نوشتن php در linux دارن ( و از قضا شاید این ترم آز بانک هم داشته باشند )
۵- ویژگی که خیلی داره همین که یه IDE کامله خودش کلیه بقیه‌اش باشه دفعه بعد

و اما Zend Studio Server
این یک نرم‌افزار است که برای شما PHP را در IIS , Apache , … نصب می‌نماید و در عوض امکانات دستی را از شما می‌گیرد ( برای کسانی که به محیط text عادت کرده اند و تنظیمات را دستی در فایلهای ini انجام می‌دهند هم ترک عادت است و هم جهشی بزرگ ) باحالیش اینه این هم برا اکثر OS ها هستش .
اگه می خواهین ببینین که کامپیوترتان می تواند Zend را اجرا کنه این جا را یه نگاهی بندازین.
Zend یه ستودیو جدید زده به ورژن ۳.۵ که از php 5.0 beta پشتیبانی می‌‌کند ( همان طور که می‌دانید در php 5 شاهد حضور کلاسها و … می‌باشیم که به سمت OO حرکت می کند ، درباره PHP 5.0 و اطلاعات بیشتر یه سر به سایت نیما بزنین )

خواندن ادامه‌ی متن »




بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۳

آن پیام آسمانی
آن ندای جاودانی
آن که در عمق وجودم
می‌زند طعنه‌های پنهانی…

شعر جدید من را این‌جا ببینید

خواندن ادامه‌ی متن »

دسته : شعر من
برچسب :

بدون کامنت »         لینکک Share/Bookmark اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۳


آن پیام آسمانی

آن ندای جاودانی

آن که در عمق وجودم

می‌زند طعنه‌های پنهانی

آن کلام آشنا

آن صدای پر رسا

آن که با او ، دانم

خواهم شدن از خود رها

او که تمام آرزویت

او که همه‌ بخششت

را کردی نثار او

و حس کرد تمامش را ز قلبت

و اما ، ما

چه بی احساس

که ندیدم حتی

شریکی برای خود که بگوییم حرفمان را با او

و او چه ساده

به بازی گزفته

آرزوی زندگانی

امید مهربانی

نوید فردا

بخشش قلبم را

و من چون پرنده‌ای

در خودم زندانی ساخته‌ام

همه‌اش رنگ ، همه‌اش نور

و قفل دری پیدا ناشدنی

که یاد معمار دلم نبود

کلید می‌خواهد زندان

اگر زندان است نامش

که زندانی را گر به هوای ‌آزاد نبرند

از همان سوراخ کوچک کلید

بنشیند به تماشا

یا که حتی برود در رویا

چه بسی سوراخها

که گشاده‌تر ز بسیاری دروازه‌هایند

که گر خوب بنگری

درخواهی یافتش

ولیکن زندانی

بی خبر از زندانبان

که حتی وجودش را شاید

و نه حتی ، به وجودش ایمان

می‌شنود صدایش را

و به امید آن است

که زندانبان ما

آن مرد باصفا

گردد دنیایش به کام

حتی گر قراراست خود شود فنا

نمی‌دانم ، ولی دانم

که هر کس را نگردانند زندانبان

اگر ، کمی محبت

کمی احساس

کمی عاطفه

نتوانست شدن زندانبان

و چه بسا انسانها که خود زندانبانند

از برای خود

و چه بد ، عادت

که یافته‌اند به زندان

فارغ از زندانبان

رها از هر چه در جهان

فقط در زندان ، ولی بزرگ

من و تو زندان خودیم

نگذاریمش بسازند به باد

بگذاریمش بدهیم به باد

تا شویم زین قفس آزاد

پر کشیم در میان مردمان

رها شویم از جور زندانبان

برسیم به دریا

چرخ‌زنیم در صحرا

شاید اگر

می‌دید زندانی

ز سوراخ کلید

صحرا را

دریا را

خوب می‌دانست که من چه می‌گویم

و اما حیف که

زندانبان خوب داند

که چگونه

می‌تواند

او را محو خود کند

حتی قبل از بنای زندان

هنگام فکر ساختن آن

زندانی بی سوراخ کلید

 

3اردیبهشت ۸۳
۹ صبح

 

دسته : شعر من
برچسب :



Bluehost


© Copyright 2002-2009 Sheida.com , All rights reserved