در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

شیدا

و هنگامی که پرزیدنت خبرنگار می‌شود

June 12, 2007 at 9:30 am

سناریوی‌ اول :avator و هنگامی که پرزیدنت خبرنگار می‌شود vancouver
خیلی وقت بود که نوشته‌هاش را می‌خواندم و همان‌طور هم که از نامش وبلاگش برمی‌آمد از آن وبلاگهایی بود که درباره‌ی یک موضوع خاص مطلب می‌نوشتند بود (و چون فکر می‌کردم که شاید یک روزی برای ادامه تحصیل راهی دیار غربت بشوم از خواندن این دسته وبلاگها که با پرداختن به شرایط زندگی در یک شهر دیگر آدم را آشنا می‌کند رو آورده بودم)، گذشت و گردش ایام آن گونه شد که ما هم گذرمان به ونکوور افتاد و با پویا آشنا شدم و کم کم فهمیدم ایشان شخص اول کلوب ایرانیان دانشگاه سایمون فریزر می‌باشند که این‌جا بهش می‌گویند پرزیدنت.

سناریوی دوم :top_header_01_blogid_21 و هنگامی که پرزیدنت خبرنگار می‌شود vancouver
یکی از کسانی که بنده وبسیاری از شماها به کاریکاتورهایش خندیدم به ونکوور می‌آید و با جمعی از دوستان به بحث و گفتگو می‌نشیند، البته اکثر این دوستان دستی در وبلاگ داشته‌اند و می‌نویسند یکی از مهمترین کسانی هم که در آن روز با نیک آهنگ صحبت می‌کند شخص پرزیدنت می‌باشد. (برای دانش کامل در این باره می‌توانید این‌ را بخوانید) نیکی که از نحوه‌ی نوشتن و موضوع وبلاگ پرزینت آگاه می‌شود و از طرفی هم وقت زیادی هم نمی‌شده که از نوشتن در کلاغستون می‌گذشته برای همین به فکرش می‌زنه که شاید بشود به جذب پرزیدنت پرداخت.

سناریوی سوم :SFU IC
و این گونه می‌شود که از این به بعد در رادیو زمانه بخشی با عنوان از ونکوور چه خبر با نویسندگی پرزیدنت وقت کلوب ایرانیان (پویا علاقه‌بند) ایجاد می‌شود و ما را هرچه بیشتر به زمانه خوانی وا می‌دارد.

راستی فکر می‌کنید این هم در بحث خریده شدن شرکتهای بزرگ شرکتهای کوچک را بگنجد، یعنی رادیو زمانه برای این‌که رقیبی در امر اطلاع رسانی از ونکوور نداشته باشد دست همکاری به سوی پرزیدنت دراز کرده است و او را به نوعی همکار خود کرده است ؟

Google Ads




Adpinion Ads



۴
  • 1

    مگه رادیو زمانه هلند نیست چرا پس کانادا
    نمی دونم ولی رو خبرای رادیو زمانه نمی شه زیاد حساب کرد

    درتاریخ June 13th, 2007 به وسیله‌ی کامنت گفت
  • 2

    شاهین هدر بدرقه رو داشته باش

    درتاریخ June 13th, 2007 به وسیله‌ی کامنت گفت
  • 3

    شیدا خانم من یه حس بدی نسبت به رادیو زمانه و دارو دسته خبرنگاران درتبعید جمهوری اسلامی (نبوی ،اسدی ، بد آهنگ، درخشان که این آخری پدر اینترنت ما هم هست. عجب بد بختی داریم!) دارم. مواظب خودتون باشید اینها از اون مار خورده ها یی هستند که هر ۶ ماه یکبار با خودشون قهر میکنند و اپوزسیون میشوند و وقتی اوضاع کساد بود و بزبان ساده بودجه هلند دخل وخرج نکرد دوباره احساس غربت میکنند و یاد امامشان و همپالکی های قدیمشان می افتند . خوش باشی

    درتاریخ June 16th, 2007 به وسیله‌ی کامنت گفت
  • 4

    [...] شیدا در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی « و هنگامی که پرزیدنت خبرنگار می‌شود [...]

    درتاریخ June 21st, 2007 به وسیله‌ی پینگ بک گفت

 

آر اس اس فید برای کامنتهای این نوشته | ترک‌ بک URI